8989 میکده
خِتامُهُ * مِسْکٌ * وَ فِی ذالِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ

 

 

زندگی من


بین الماتمین شما مادر و پسر است . . .


فاطمیه ...محرم....فاطمیه ....محرم...فاطمیه ...محرم...


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩۳/۱/۱ توسط سید محمد امین سجادی

 

یاعلی هنوز هم غریبی...

آن روزها جواب سلامت را نمیدادند...

اما امروز ...

انگار بوی درب سوخته را نمیفهمند...

عید گرفته اند..                                       شرمنده ام آقا           


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩۳/۱/۱ توسط سید محمد امین سجادی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ توسط سید محمد امین سجادی

شب جمعه رفته بودم جمکران.

خیلی خلوت بود.      عجیب دلم واسه امام رضا علیه السلام تنگ شده بود.

اینو به حضرت گفتم.

جمعه با خونواده رفته بودیم بیرون شهر.

ساعت 15و نیم استادم باهام تماس گرفت و گفت یه نفر جا زیاده میای؟    منم که داشتم بال در میاوردم به سرعت رفتم راه آهن و سوار قطار شدم.   ساعت 16و نیم حرکت کردیم.

سه روز مهمونی ویژه خدمت حضرت بودم.       برف زیبایی میومد حرم هم مثل دل من نمناک بود.

امروز صبح رسیدم قم.

عالم بدونن من مشهدمو از جمکران گرفتم...


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ توسط سید محمد امین سجادی


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ توسط سید محمد امین سجادی

کفش هم اگر تنگ باشد زخم میکند...

... وای به حال دل.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢۱ توسط سید محمد امین سجادی

   صلی الله علیک یا جبل الصبر یا زینب کبری 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٢/۱٢/۱٦ توسط سید محمد امین سجادی

1345707818522928_large.jpg            شهید مصطفی صفری تبار


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٥ توسط سید محمد امین سجادی

گاهی اوقات اونقدر دلت از یه حرف میشکنه که حتی نای اعتراض هم داری...

فقط نگاه میکنی و بی صدا میشکنی...


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ توسط سید محمد امین سجادی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۱٢ توسط سید محمد امین سجادی
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳٩٢/۱٢/٩ توسط سید محمد امین سجادی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/۸ توسط سید محمد امین سجادی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩٢/۱٢/٦ توسط سید محمد امین سجادی

نوشته شده در تاريخ توسط مدير
    

اسلایدر