8989 بسیجیان جون بر کف - میکده
خِتامُهُ * مِسْکٌ * وَ فِی ذالِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ

 

یکشنبه 2/8/1389

 

حدود14نفر از بچه های هیئت بودیم.    سا عت 3 نصف شب خوابیدیم .

ساعت 5:30 بیدار شدیم نماز رو پشت سر آقا روح الله خوندیم.

حدود ساعت 6 رسیدیم دم در صف خیلی طولانی بود چاره ای نداشتیم بجز این که ...

یک دفعه از جلو صف سر در آوردیم.

بالاخره رفتیم داخل . قرار بود بریم جایگاه ویژه ولی دیگه قسمت نبود .

همون عقب هانشستیم. (ولی آخه بچه هیئتی که ...)

یک دفعه سید مصطفی با علی بلند شدن شلوغ پلوغ کردن .همه جمعیت بلند شدن ما هم از فرصت سوء استفاده کردیم و جلو ترین جای ممکن رفتیم.

دری وری هایی که مردم به ما میگفتن بماند ...

ولی آخرش یه جور جا شدیم.

2 ساعت به اومدن آقا مونده بود.

یه کم سرودمون رو با حاج مهدی تمرین کردیم یه کمی هم از مداحی های حاج علی مالکی استفاده کردیم.

بالاخره وقتش شده بود ولی آقا نیم ساعت دیر کردن .

ساعت 10:30 آقا اومدن.

وقتی صورت سید علی را دیدم مست شدم. (ولی شنیدن کی بود مانند دیدن)

بعد سخنرانی هم به حسینیه رفتیم وخواب.......

یاعلی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/۸/٢ توسط سید محمد امین سجادی

نوشته شده در تاريخ توسط مدير
    

اسلایدر