8989 دیدار ... !!! - میکده
خِتامُهُ * مِسْکٌ * وَ فِی ذالِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ

 

 

سه شنبه 4/8/1389

شب ساعت 1 لباس هایم را برای صبح آماده کردم. خوابیدم

صبح راس ساعت 5:13 دقیقه بیدار شدم لباس هارا پوشیدم و به راه افتادم.

بازهم صف طولانی بود ولی اعتنا نکردم ...

ساعت 5:30 داخل صفوف تفتیش بودم.

داخل که شدم رفتم جای همیشگی خواستم بنشینم که یکی از انتظامات شروع کرد به گیر دادن.

من هم محل نذاشتم ولی بعدش با 4 تا از انتظامات دعوایم شد.

خلاصه از جایم که تکان نخوردم هیچ مهدی را هم صدازدم آمد کنارم نشست.

بندگان خدا کفری شده بودند .آخی...

3 ساعت مانده بود . الحمدلله خیلی جام خوب بود تا آخر جلسه.

آقا که اومدن به داربست ها تکیه دادم و محو چهره نورانیشان بودم که این عکس رو ازم گرفتن .

حضرت آقا با زبون بی زبونی به کروبی و موسوی و... داشتن فحش میدادن

(حرام خور های بی بصیرت ,شما محکوم اید...)

11:45دقیقه جلسه تموم شد .

الحمدلله پنجمین بار هم آقا رو دیدم...

الحمدلله


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۳۸٩/۸/٤ توسط سید محمد امین سجادی

نوشته شده در تاريخ توسط مدير
    

اسلایدر