8989 بوی محرم... - میکده
خِتامُهُ * مِسْکٌ * وَ فِی ذالِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ

یواش یواش داره بوی محرم میاد...

دیگه این روز ها وقتی میریم هیئت یه جور دیگه است...

انگار خدا داره دست و پای شیطان رو میبنده ...هیچ گناهی به طرف آدم نمیاد

داره انتظار بچه هیئتی ها به سر میرسه...

داره ذی الحجه تموم میشه...

.

دیگه داره بوی محرم میاد...

 

 

 

 

 

این اشک ها به پای شما آتشم زدند

شکرخدا برای شما آتشم زدند

من جبرییل سوخته بالم ،نگاه کن!

معراج چشم های شما آتشم زدند

سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم

هر جا که در عزای شما آتشم زدند

از آن طرف مدینه و هیزم،ازاین طرف

با داغ کربلای شما  آتشم زدند

بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن

یک عمر در هوای شما  آتشم زدند

گفتم کجاست خانه خورشید شعله ور

گفتند بوریای شما، آتشم زدند

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۸٩/۸/٢۸ توسط سید محمد امین سجادی

نوشته شده در تاريخ توسط مدير
    

اسلایدر